سهم من از تو دوریه تو لحظه های بی کسیم
قشنگی قسمت ماست که مابه هم نمی رسیم
آبیزخیلی دلم گرفته از خیلی ها | |||||||||||
|
پروردگارا تورامي ستايم نه به آن سبب كه دراين لحظات محتاج ترين بندگانم. توراسپاس مي گويم نه به اين اميد كه گره ازكارم بگشايي.خودراسزاوار بندگي ات نمي دانم نه به آن سبب كه به آدابش جاهلم .توراتقديس ميكنم از آن روكه دراين دقائق ناب انوارقدرت وزيبايي بي حدوحصرت رادر آينه طبيعتت مشاهده مي كنم وپرتو لطف رادرديدگان مخلوقاتت تماشاگرم ودرآن حقارت خويش وعظمت تورافريادمي كنم. I LOVE U وقتی که تهمت می گذارند در جیب های بی گناهت ****** دلم از رنج تهمت ها سیاهست یکی می گفت با من ای برادر دو دنیایت تباه اندر تباهست از او پرسیدم آخر مشکلم چیست؟ بجز این دل که چون یوسف به چاهست نکردمن مگر کاردلم را که بر آنهم خداوندم گواهست نه شرک دارم نه مغرورم نه فاسق که این سه بر بزرگان سد راهست نمی ترسم دگر از حرف مردم خداوندم پناه بی پناهست اگر هم خاطری رنجیده از من دل بیچاره ی من عذر خواهست
************** همیشه ازخوبی آدم ها برای خودت دیواری بساز,پس هر وقت در حق تو بدی کردند,فقط یک آجر از دیوار بردار!بی انصافی است اگر دیوار را خراب کنی.
تمام شب براي باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم. پس ازِ يك جستجوي نقره اي در كوچه هاي آبي احساس تو را از بين گل هايي كه در تنهايي ام روييد با حسرت جدا كردم و تو در پاسخ آبي ترين موج تمناي دلم گفتي: دلم حيران و سرگردان چشماني ست رويايي و من تنها براي ديدن زيبايي آن چشم تو را در دشتي از تنهايي وحسرت رها كردم. همين بود آخرين حرفت و من بعد از عبور تلخ و غمگينت حريم چشمهايم را به روي اشكي از جنس غروب ساكت و نارنجي خورشيد وا كردم. نمي دانم چرا رفتي؟ نمي دانم چرا؟ شايد خطا كردم و تو بي آن كه فكر غربت چشمان من باشي نمي دانم كجا ، تا كي ، براي چه ،ولي رفتي! و بعد از رفتنت باران چه معصومانه مي باريد نمي دانم چرا ؟ شايد به رسم و عادت پروانگي مان باز براي شادي و خوشبختي باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم
تو کجایی سهراب ؟
آب را گل کردند
چشم ها را بستند و چه با دل کردند ...
وای سهراب کجایی آخر ؟ ...
زخم ها بر دل عاشق کردند
خون به چشمان شقایق کردند ...
تو کجایی سهراب ؟
که همین نزدیکی عشق را دار زدند ،
همه جا سایه ی دیوار زدند ...
ای سهراب کجایی که ببینی حالا دل خوش مثقالی است! ....
دل خوش سیری چند ؟ صبر کن سهراب..گفته بودى قايقى خواهى ساخت. . .
یک چشم من اندر غم دلدارگریست.چشم دگرم حسودبودونگریست. چون روز وصال آمد آنرابستم. گفتم نگریستی نباید نگریست. ******* اگربوی گلی را دوست ندارید شاخه هایش رانشکنید. ******** چوپان قصه ي ما...دروغگو نبود!.اوتنهابود،وازفرط تنهايي،فرياد"گرگ آمد"سرميداد! ،افسوس که کسي تنهايي اش رادرک نکرد،وهمه درپي گرگ بودند،دراين ميان فقط گرگ فهميدكه چوپان تنهاست!.
اگرگاهی ندانسته به احساس توخندیدم ویا از روی خودخواهی فقط خود را
قشنگ دیدم.اگرازدست من درخلوت خودگریه می کردی.اگربدکردم وهرگزبه روی خودنیاوردی.اگر تومهربان بودی ومن نامهربان بودم.برای دیگران بهاروبرای توخزان بودم اگرتوباتحمل گله از خودخواهی ام کردی اگرزجری کشیدی توگاهی از زبان من اگررنجیده خاطر گشتی ازلحن بیان من. گناهم راببخش؟ توی چشام نگاه نکن این لحظه های آخرم آخه چطوردلم میاد چشماتو گریون ببینم میرم ولی اینو بدون چشم انتظارت میشین میرم ولی گریه نکن نذارازعشقت بمیرم شایدتو اوج بی کسی باعکست آروم بگیرم میرم ولی بدون یکی خیلی تو رودوستت داره یکی که از دوری تو سربه بیابون میذاره خدانگهدار عزیزم دارم میرم ازاین دیار اینجاکسی منونخواست توهم منوتنهابذار اینجا غریب بودم ولی هیچکی نپرسیدازکجاست مسافراباید برن گریه نکن خدانخواست میرم ولی بدون فقط تویی دلیل بودنم مهمون نوازی کردنا منواز اینجا روندنم میرم ولی گریه نکن نذارازعشقت بمیرم شایدتواوج بی کسیم باعکست آروم بگیرم میرم ولی بدون یکی خیلی تورو دوستت داره یکی که ازدوری تو سر به بیابون میذاره
. I desire to be with you nazaninnam درحیرتم ازمرام این مردم پست این طایفه ی زنده کش مرده پرست
تاهست به ذلت بکشندش زجفا تامردبه عزت ببرندش سردست *********************************** گنج قارون واسه قارون،ماروچه به مال دنیا،گنج ما یه تار موشه،نمیدم به کل دنیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا
***********************************
انصـاف نیـست ؛ کـه دنیـا آنقـدر کوچـک باشـد ، که آدم هـای تـکراری را روزی صـد بـارببینـیم .... و آنـقدربـزرگ بـاشـد ؛ که نتوانیم آن کسی را که میخـواهیـم حتـی یـک بـار هم ببینیـم ...
برایش یک بغل گندم
دل خوشنودازمردم
برایش یک بغل مریم
که مست ازمی شود هردم
برایش قدرت آرش
که د شمن رازندآتش برایش سفره ای ساده حلال وپاک وآماده برایش هرچه خوبی هست صمیمانه دعاکردم
دست روی دست من بذار اگرسراغموگرفت بگین نشونه ای نذاشت
باپول می شود خانه خرید،ولی آشیانه نه؛می شود رختخواب خرید،ولی
خواب نه؛می شودساعت خرید،ولی زمان نه؛می شود مقام خرید، ولی
احترام نه،می شود کتاب خرید ،ولی دانش نه؛می شود دارو خرید ،ولی
سلا متی نه؛ وبلا خره می شود قلب خرید ،ولی عشق نه. آموخته ام که:
همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمک کردنش نیستم،دعاکنم.
*************************
یادم باشد.... یادم باشد حرفی نزنم که دلی بلرزد.
**************************
تواین دنیا تو این عالم میو ن این همه آدم ببین من دل به کی دادم به اون که نمی خوادم
دلم شیشه دلش سنگه واسه سنگه دلم تنگه گل اگرخارنداشت دل اگربی غم بود اگراز بهر پرستو قفسی تنگ نبود زندگی /عشق/ اسارت/ غم وآشتی همه بی معنا بود.
گفتی که مرادوست نداری گله ای نیست
بین منوعشق تو ولی فاصله ای نیست
گفتم کمی صبرکن و گوش به من ده
گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست
پروازعجب عادت خوبیست ولی حیف
رفتی وتودیگر اثراز چلچله ای نیست
گفتی که کمی فکرخودم باشم وآن وقت
جزعشق تو درخاطرمن مشغله ای نیست
رفتی تو خداپشت وپناهت به سلامت
بگذاربسوزد دل من مسئله ای نیست
او رفت برای همیشه .......و تمام کوله بارش را با خودش برد. حتی.....حتی.... دریغ
از یک نگاه آخر...اما او یک چیز را با خودش نبرد.....مطمئنم اگه بهش بگم که چی رو
جا گذاشته برمیگرده و اونم به زور ازم میگیره و با خودش میبره. ولی.....ولی اون
هنوز نمیدونه که یادش رو تو ذهن من جا گذاشته و من هیچ وقت فراموشش
نمیکنم. اما او حتی یه چیز رو هم از من گرفت و با بی رحمی تمام با خودش برد. آری... او عشق مرا با خودش برای همیشه برد.....به همین خاطر تا ابد عاشقشم.
نخواهد کرد. خداییش حقمه اگه بسوزم خداییش بعد منو وابسته کردی آخه تومشکلم رومیدونستی خداییش تو میخواستی میتونستی نگو نه قدرمو نمیدونستی منوازدست حرفات خسته کردی خداییش بعدمنووابسته کردی خداییش اون که می گفتی نبودی من عاشق رواصلا دوست نداشتی خداییش مشکل ازمن بودیاتو
حالا که رفتی وازمن جدایی سؤالم اینه حقم بود خدایی پیشم باشی ودنبالت بگردم چقدرزودمن رودست باد دادی خداییش ساده بودم میدونستم زیادی توروسرترمیدونستم آتش پروانه سوزشمع سوزانم بیا دربلاسوززمان چون قایقی بشکسته ام قایق بشکسته برموج طوفانم بیا چون شمیم نوگل فصل بهارانم بیا هم سروبسترگلزاروگلستانم بیا درمصاف دردوغم سردرگریبانم بیا قصه هادارم زغمهای فراوانم بیا یک شب آدینه برشام غریبانم بیا عادلارحمی بکن برملک ویرانم بیا ازفراغت روزوشب نالان وگریانم بیا
یامهدی ادرکنی
گفتم صداتونشنوم ندیده ازپیشت برم من خیلی داغونم گلم برو که وقتش بری دلم با جمله هات اروم نمیشه |
![]() درباره وبلاگ منوی اصلی صفحه نخست آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ رای به وبلاگ جدیدترین مطالب مادرم صبركن سهراب! گناهم راببخش....... خدانگهدارعزیزم دعاکردم مواظب خودش باش آموخته ام که: مناجات او رفت و......... آرشیو اسفند 1390 بهمن 1390 دی 1390 نویسندگان ناشناس لینکهای روزانه پیوندها نیایش APMAN خدایا دلتنگم powerfull من فقط خودم عشق تجهیزات تعمیرگاهی و ........... اس ام اس وجمله های عاشقانه کلبه عاشقان عاشقانه های بهاره یه جای خالی واسه......... داغ داغ آیدا عمومی آبیز اشک مهتاب طرفداران سلطان عشق مجید خراطها ali هر چی بخای ما کاملیم رکسانه زندگی مرده من اشعار الخالده ♂ ♣ عاشــقانه ها ♠ ♀
قالب وبلاگ طراح قالب بلاگفا
Alternative content |